واقعا تو اردیبهشت ماه، کردستان بهشت میشه! واقعا! مخصوصا امسال که بارندگی‌های خوبی رو داشتیم و همه جا حسابی سرسبز شده.

اردیبهشت ماه و کردستان سبز

تو جاده به سمت سنندج حرکت کردیم تا رسیدیم به همدان. طبق معمول لاله‌جین باید توقف می‌کردم تا یه چنتا ظرف سفالی بگیرم. البته این چنتا تبدیل شد به چنتا کارتن! بگذریم! از همدان تا خود سنندج هر جایی رو که نگاه میکردی سبز بود! آدم دلش نمیومد جاده رو ببینه. دلش میخواست بزنه بغل و توی علفهای قد کشیده لم بده!

هوا داشت تاریک میشد که رسیدیم به سنندج! مرکز استان کردستان. مهیار هم از قبل منتظر ما بود. یجا باهم قرار گذاشتیم. با اشکان اومدن پیش ما تا با هم بریم آبیدر. یعنی این آبیدر رو از سنندجی‌ها بگیری دیگه چیزی ندارن! چپ میری میگن بریم آبیدر راست بری میگن بریم آبیدر! البته رفیقت که همراهت باشه هر جا بری با صفاست!

منظره شب سنندج از آبیدر

آبیدر اسم یه کوهیه تو سنندج که شبیه بام تهران درست شده، با ماشین میری بالا، یه چنتا دکه و وانتی هم هستن که تنقلات میفروشن و قلیون کرایه میدن!

شب خونه مهیار بودیم، شام خیلی خوشمزه‌ای هم مادرش تدارک دیده بود. با پدر و مادرش کلی گپ زدیم. فردا صبح هم رفتیم به شهر گردی. مریم هم همراه ما شد تا عمارت آصف (خانه کرد) و بازار رو با هم ببینیم.

مهیار اردلان از نوادگان اردلان خان در عمارت آصف

ظهر قرار بود کامیاران خونه سونیا به صرف ناهار برسیم، به نهار رسیدیم ولی ساعت 5 عصر! عجب خونه‌ای بود! چه چشم اندازی داشت! همش داشتم فکر میکردم به جای اینکه امشب رو بریم وسط جنگل کمپ بزنیم همینجا بمونیم. شما منظره رو ببین…

اگه به این میگن خونه پس ما کجا زندگی میکنیم؟

از کامیاران راه افتادیم به سمت پالنگان و منطقه ییلاقی ژاوه‌رو تا شب رو توی کمپ بمونیم. اون شب اتفاق جالبی هم برامون افتاد که تو اینستاگرام با عنوان “شب دلهره‌آور در کمپ ژاوه‌رو” بهش پرداختم.

در مسیر پالنگان

فردا ظهر خودمون رو رسوندیم به مریوان! شهری زیبا، دارای مرز مشترک با عراق و دریاچه زریوار. تو نزدیکی مریوان یه بومگردی بود که غذاهای خوشمزه‌ای هم سرو میکرد. ناهار رو اونجا موندیم، بعدش با برادر مهیار و دوستاش نشستیم به گپ زدن. اونجا من لباس کردی رو هم امتحان کردم. جالبه بدونید همینیکه تنمه حدود چهار میلیون قیمتشه!

من در شمائل کردی

کردستان استان واقعا زیبا و جذابیه. وقتی اونجا میرید اصلا لازم نیست کاره خاصی انجام بدین، همینکه تو طبیعتش برید واقعا لذت بخشه.

سفر پنج روزه ما هم بعد از چرخیدن تو بازار تاناکورا ی سنندج تموم شد. سفری که دلم میخواست هفته‌ها ادامه پیدا می‌کرد. واقعا کردستان رو باید از نو شناخت.

غروب دریاپه زریوار
در حال حاضر نظری وجود ندارد.