من؛ محمد نجفی، از دوازده سالگی به بهانه رصد و گشت نجومی سفر رو شروع کردم. تو دبیرستان المپیادی بودم و دقیقا از فردای کنکور مشغول به کار شدم. اولین موقعیت کاری من در دفتر نماینگی محصولات سواروسکی اپتیک بود. دوران خیلی آموزنده‌ای رو اونجا گذروندم. الآن که بهش فکر می‌کنم چقدر سوتی می‌دادم توی کار! ولی رضا که اول مدیرم بود و بعد دوستم (یا برعکس!) با صبر و حوصله زیاد زیر سیبیلی رد می‌کرد. درسهای دانشگاهم که سنگین شد خونه نشین شدم تا بالاخره بتونم لیسانس فیزیک رو ده ترمه بگیرم. اون وسطها هم مسئول تشریفات کنگره بین‌المللی اخلاق پزشکی تو جزیره کیش بودم. همون برنامه باعث شد فکر ارشد فیزیک پزشکی بزنه به سرم که خوشبختانه بعد از خرید منابع کنکورش کلا منصرف شدم! مدیر روابط عمومی روزنامه کسب و کار! اولین سمتی بود که براش بیمه شدم و بعدش حمید روستا منو برد به دفتر آذرنگار شرق، درست که رسما کارمند این شرکت بودم ولی در عمل معاون اداره بازرگانی ایسنا (خبرگزاری دانشجویان ایران) محسوب می‌شدم.
از اولین روزهای کاری، خود اشتغالی و داشتن کسب و کار شخصی دغدغه من بود، اما خوب می‌دونستم که دانش و تجربه کافی رو ندارم. تجربه رو در کار کسب کردم و دانش رو با کلاس‌های مختلفی مثل حسابداری، مدیریت مالی و… . وقتی که تصمیم گرفتم از ایسنا بیام بیرون با خیلی‌ها مشورت کردم و بعضی‌ها خیلی به جد گفتن اینکارِ غلطیه! حقوق ثابت و شرایط خوب رو می‌خوای ول کنی و بری دنبال گردشگری که معلوم نیست چی به چیه! اما من تصمیم خودم رو گرفتم، دی ماه استعفای خودم رو نوشتم و با کلنجار از اول فروردین ماه دیگه سر کار نرفتم. اولش خیلی سخت بود، یک مرتبه احساس پوچی کردم اما کم کم و با شروع شدن کلاسهای تورلیدری وضعیتم بهتر شد. تو فکر راه اندازی مجموعه تخصصی در حوزه توریست اینکامینگ بودم. توی چند سال فعالیتم در زمینه گردشگری به موارد زیر دست پیدا کردم:
– راهنمای رسمی سازمان گردشگری
– بنیانگذار گروه Persian Tourism Service
– مدیر امور بین‌الملل مجموعه شنزار – روستای مصر
– و در نهایت ویلاگر! (ویدئو بلاگر)
الان که دارم این متن رو می‌نویسم تولید محتوای تخصصی تصویری (ویلاگری) بیشترین وقت من رو میگیره اما ازش خیلی راضیم هر چند که اصلا کار راحتی نیست. و درآخر اینکه تمام کسانی که اونموقع می‌خواستن من رو از ورود به عرصه گردشگری منصرف کنند از خیلی وقت پیش از من در مورد نحوه ورود یا سرمایه‌گذاری تو این بازار مشورت می‌گیرند.
راستی من متولد پنجم اسفند سال هزار و سیصد و شصت و هشت هستم!